یادداشت های یک مادر دانشجو

افکار و روزنوشت های یک خانم مهندسِ مادر

یادداشت های یک مادر دانشجو

افکار و روزنوشت های یک خانم مهندسِ مادر

R&D

وقتی رفتم مصاحبه مهندس(مدیر عامل شرکت) گفت ما نیرو برای واحد QC میخوایم و باتوجه به سابقه شما دعوت به همکاری شدید. ولی ۳-۴ ماه توی R&D باشید بعد از اینکه قطعات رو یاد گرفتید برید QC. قبول کردم ! 

خانم ب (سرپرست قسمتی که من به طور موقت بودم)میگفت تو حیفی برای QC قبول نکن بری اونجا همین جا پیش ما بمون. یه روز دیگه گفت من احتمال میدم با توجه به سابقه و تحصیلاتت تو رو برای سرپرست QC بخوان. حالا اگه با پست بری اونجا یه چیزی ولی به عنوان نفر عادی حیفه.

یه روز یکسری تست انجام میدادیم و خانم ب میگفت توی جلسه دکتر (مدیر R&D) گیر داده بود فلان تست انجام بشه و نماینده مشتری میگفت روی چه حسابی شما این تست رو تعریف کردید ؟ قرار شد بریم بررسی هامونو بکنیم و بهشون خبر بدیم.

فردای اون روز بدون اینکه ازم بخوان، چندتا استاندارد فرستادم برای خانم ب و گفتم تستی که انجام میدید اعتبار علمی نداره و این تست برای خودرو های قدیمی که سیستمشون مالتی پلکس نیست تعریف شده و اصلا برای خودرو های جدید تعریف نمیشه! خیلی خوشش اومد و به دکتر گفته بود.

چند روز پیش خانم ب با خوشحالی اومد پیشم و گفت قرار شد پیش ما بمونی. گفت چند باری به دکتر گفتم خانم مهندس حیفه نذارید بره گفت وقتی مهندس خواسته من چیزی نمیگم. اون روز که استاندارد ها رو فرستادید گفتم ببین دکتر پیش خودمون نگهش داریم گفت مهندس گفته من دخالت نمیکنم. منم گفتم باشه پس خودم به مهندس میگم. تا اینکه امروز خود دکتر اومد گفت با مهندس صحبت کردم و قرار شد خانم مهندس پیش ما بمونه. آخه اون طرف هم معلوم نبود اگه بری برای سرپرست باشه یا نفر عادی چون به آقای ز هم پیشنهاد سرپرست شده بود.

ازش تشکر کردم و گفتم خیلی خوشحالم که پیششون میمونم و کنارشون هستم.

پگاه ذوق زده میگفت خیلی خوشحالم که اینجا موندید اخه من همیشه تنها بودم از وقتی شما اومدی با وجود شما خیلی انگیزه گرفتم برای کار. میتونیم با هم کلی پیشرفت کنیم. همین طور هم شد وقتی میدید من هر چیزی رو به راحتی قبول نمیکنم اونم دنبال تحقیق و دلیل برای هر عملکردی شد. هوش مصنوعی هایی که به کارم میومد رو بهش معرفی کردم و روی سیستمش فعال کرد.

چند روز پیش هم مهندس صدام کرد و گفت اوضاع چطوره راضی هستی ؟ ازش تشکر کردم و ازش بابت موافقتش برای موندم توی R&D تشکر کردم. بهش گفتم من کار قبلی بازرس بودم برای همین ناخواسته دنبال ایراد میگردم. خوشش اومد و گفت این خیلی خوبه و ما دقیقا دنبال این چیزها هستیم برای سیستم خط جدید هم به خانم منشی میگم شما رو با خانم م سرپرست تولید یکی دیگه از سایت ها هماهنگ کنه.