
یه صبح پاییزی با عطر بارونی که تا صبح باریده ، یه چایی تلخ و سنگین و پنجره ایی که رو به کوه مه گرفته باز میشه !همه ی عزمم جزم رفتنه و با خودم میگم کاش کشورم جایی برای ماندن داشت یا حداقل هوایی برای زیستن !
خیلی پرانگیزه ام و تلاشم خیلی بیشتر شده برای خودم هدف گذاشتم تا ٦ ماه اول سال آینده حتماً آیلتسم رو بگیرم و برای دانشگاه ها از آخر همین امسال اقدام کنم ، عزمم خیلی جزم رفتنه قبل از اینکه ما هم بشیم یک زندانی مثل کره شمالی ها ! هر کسی رو هم که می بینم عزم سفر کرده !فقط همیشه یه ای کاش بزرگ توی ذهنم که ای کاش ٢ سال پیش این اراده رو داشتم .

همه ی ما زندگی های پر از فراز و فرود داریم ، روزهای تعطیلات هفته ی پیش روز های خوبی واسم بود ، با اینکه رفته بودیم شهر همسرم و سه روز اونجا بودیم و بازهم قضایای تکراری و ناراحت کننده ی خانواده اش به خصوص مادر شوهر ولی با این حال بهم خوش گذشت چون به پسرم خیلی خوش گذشت ، با پسر عموهاش مدام در حال بازی و خنده بود و این برای خوشبخت بودن من کافی بود. ولی از شنبه از لحاظ روحی کمی گرفته شدم و با شیب توی سرازیری افتادم ، بعد از چند روز خونه نبودن دوباره خواب پسرم حسابی بهم ریخته و برای تنظیم کردنش باید صبوری میکردم ، امروز دوبار بردمش بیرون تا بخوابه و خدا رو شکر فعلاً تایم شب خوابیدنش درست شد و از ١ به ١١ برگشت .این چند روز هم خونه ی مامانم بودم و وقتی به خونه ی کوچیک خودمون فکر میکنم دلم میخواد همین جا بمونم !
مادرانه نوشت : یه مسئله ی خیلی مهمی هست که اکثر مادرو پدر های قدیمی اصلاً بهش اهمیت نمیدادن یا حتی میشه گفت خیلی هم نیازی نبود بهش اهمیت بدن ولی با توجه به شرایط فعلی جامعه و وضعیت شبکه های اینترنتی و در دسترس بودن همه چیز واقعاً نیازه که پدر و مادرها شدیداً آگاه بشن و متاسفانه دولت هیچ برنامه یی برای این آگاه سازی نداره و فقط باید خود مادر و پدر ها دلسوز باشن و دنبال کسب اطلاعات باشن ، خدا رو شکر همایش ها و کتاب و برنامه های زیادی در این مورد هست و فقط باید مطالعه کنیم تا تربیت درست در این زمینه رو یادبگیریم . قاطعانه میتونم بگم تربیت درست جنسی فرزند تمام زندگی فرزند رو میسازه ، یک خاطره تلخ و آزر دهنده از روابط نادرست ، اعتیاد به انجام رفتارهای اشتباه جنسی میتونه روزهای خیلی سیاهی رو برای فرزندمون بسازه ، حتی میتونه یکسری بیمارهایی روحی از جمله وسواس و ... در پی داشته باشه .این روزها خیلی فکرم درگیره این موضوعه که چطور میتونم آموزش درستی توی این زمینه داشته باشم و با توجه به مسایلی که تا حالا ازش آگاه شدم فکر میکنم نیازه از الان مطالعه روی این موضوع داشته باشم، هر چند ممکنه حتی کمی هم دیر باشه، برنامه حال خوب روزهای دوشنبه خیلی جالب و جامع در این زمینه صحبت میکنه.
+تقریباً نزدیک یک هفته است خونه نبودم و امروز وقتی به خونه برگشتم سعی کردم مدام انرژی مثبت بدم که چقدر این خونه رو دوست دارم و توش احساس آرامش دارم ، چایی با عطر هل و دارچین دم کردم زبان خوندم، با پسرم کلی بازی کردیم، شام درست کردم ، توی بارون باهم رفتیم شیر و تخم مرغ خریدیم ( چون همسرم ماموریتِ و امشب آخر شب بر میگرده ) ولی ... چراغها روخاموش کردم و رفتم پسرمو خوابوندم وقتی برگشتم سینک ظرفشویی پر از سوسک بود و از تمام ظرف ها سوسک بالا می رفت ، و من فقط گریه کردم ...
دیشب خانه ی پدر شوهرم بودیم، همسرم به دوستش گفت برای دیدن فوتبال به خانه یشان میرویم ، اما شام خوردن و ظرف شستن به قدری طول کشید که فقط وقت اضافه را توانستیم خانه ی آنها ببینیم، با خانم آمریکایی* اش صحبت از اعتقاداتمان شد، به ذات به اسلام ایمان داشت ولی محیطی که در آن بزرگ شده بود باعث شده بود فقط یک باور قلبی در وجودش بماند و هیچ چیزی از اسلام نداند و در مقابل شک و شبهاتی که وارد میشود سکوت کند و از طرف مقابلش بخواهد ادامه ندهد . همسرش هم یک آدم شدیداً ضد دین بود ، نه اسلام ، هر دینی... حرفهای جالبی بینمان زده شد و همسرم از تاریخ اسلام حرف زد، از چیزهایی که در جلسه قرآن یاد گرفته بودیم ... ولی خب یکسری مسایل هست که برای خودمان هم همیشه سوال بوده !
از دیشب دارم به روزهایی فکر میکنم که دانشجو بودم و چقدر دنبال این بودم که باکسانی که اسلام را قبول ندارند بحث کنم و قانعشان کنم، حتی یک دوست بهایی هم داشتم !ولی این روزها خیلی از آن حال و هوا دور شدم، آن زمان با آدمهایی بحث میکردم که حتی حاضر نبودند حرف حق را بپذیرند و همه ی تلاششان این بود که حرف خودشان را به کرسی بنشانند و اصلاً بحث میکردند که قبول نکنند ولی حالا با کسی بحث میکنم که دنبال حقیقت است بدون قصد و غرض ، برای همین به فکر افتادم این روزها بیشتر در مورد اسلام مطالعه کنم و واقعاً راه درست را خودم بشناسم و بروم.برای همین کتاب جدیدی را که شروع کرده بودم کنار گذاشتم و در وقت هایی که امیروالا میخوابد میخواهم کتاب هایی در باب اسلام و حتی تاریخش با وجود اینکه اصلاً علاقه ایی به تاریخ ندارم بخوانم ! اگر کتاب خوب در این رابطه میدانید معرفی کنید ممنون
+کتاب "پس از تو " تمام شد و مثل بقیه ی کتاب هایش روان و دوست داشتنی بود با تلنگرهای شدید در رابطه با زندگی ، البته با خواندن این کتاب حس میکردم شاید ایران جای بهتری باشد نسبت به حداقل انگلیس !کتاب "بازهم من" را شروع کرده بودم که فعلاً کنار میگذارمش .
*این خانم امریکایی نیستن ، ایرانی هستن ولی فکر میکنم نزدیک ٢٠ سال است که امریکا زندگی میکنند.

برای اولین بار توی چند ماه اخیر خیلی ریلکس و بی دغدغه نشستم روی مبل ، چایی و رولت خامه ایی که خودم دیشب درست کردم ، میخورم .امشب مهمان داریم، همکارمون و خانمش که از آمریکا اومده و به طرز معجزه آسایی کار همکارمون هم درست شده و آبان وقت سفارت بهش دادن که ایشالله بره.همه ی کارهامو کردم ، حتی میز شام رو هم چیدم، فقط مونده یه جاروی نهایی که با وجود والا گذاشتم دست آخر (البته دیروز همه جا رو جارو کردم ولی نیاز به جاروی مجدده )
برای شب چیکن استراگانف و سالاد ماکارونی و سوپ شیر و تیرامیسو و پاناکوتا درست کردم ، میخواستم قرمه سبزی هم درست کنم که همسرم نذاشت هم میگفت این همه غذا درست نکنم هم اینکه خودم خسته میشم ، منم از طرفی دیدم واقعاً قرمه سبزی سنخیتی با این ترکیبات نداره!
#خانه داری : امروز برای اولین بار با cif universal رو شویی رو شستم و واقعاً مثل تبلیغ ها برق افتاد . تصمیم گرفتم هر روز که خونه امو مرتب میکنم از یه تیکه اش عکس بگیرم و توضیحات بدم ولی احتمالاً توی یه قسمت مجزا که با روزانه هام قاطی نشه