ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
امروز که توی تاکسی تو را در آغوش گرفته بودم، با خودم گفتم ای کاش میشد همیشه کوچک میماندی تا هرکجا که میرفتم تو همراهم بود ، در آغوشم بودی ، همسفر و همراهم بودی ، کل راه تو از پنجره بیرون را نگاه میکردی و من غرق تماشای تو ، صورتت را آرام بوس میکردم و دست های کوچولو و تپل ات را در دستم میگرفتم و سکسه های تو سکوت ماشین را میشکست.
چه حسی ، چه عشقی بالاتر از این احساس مادرانه است وقتی تو میخندی و من با تمام وجود میخواهم دنیا همان جا تمام شود.چه حسی ناب تر از تمام روزهایی که مینشینم و نگاه میکنم که تو رشد میکنی و هر روز پر از تلاش و خلاقیتی .
+ دو روزی هست که پسرم نیم خیز میشود که بشیند ، و حتی وقتی میخوابانمش شدیداً مقاومت میکند . و این روزها شدیداً با در آوردن زبانش و آب دهانی که سرازیر میشود تلاش میکند حرف بزند.
سلام. مطلب عاطفی و زیبایی نوشتید. مادر بودن واقعاً حس خوبی داره. افسوس که من نمی تونم تجربه اش کنم.
خدا همه مادر ها رو حفظ کنه ان شاء الله
انشالله