ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
زن بودن یعنی چشمهایت از خواب بسوزد ولی درس های سخت مکانیک بخوانی و بروی خرید کنی و غذا درست کنی برای شام و سفره ی شاهانه بچینی و با صدای بلند آهنگ گوش کنی و برقصی و بخوانی و حتی آهنگ "میمرم برات" هم نتواند اخم بین ابروهایت بیاندازد ولی اگر واقعاً زن باشی میخندی تا مقاومت کنی اما یک باره بغض ات سنگین میشود و اشکت یواشکی از گوشه ی چشم می چکد و تو سریع پاک میکنی و دوباره می خندی .... زن بودن یعنی کارهایی که می کنی و اگر بخواهی پشت سر هم ردیفش کنی نفس کم می آوری برای گفتنش. و من یک زنم همان زنی که تو برای گفتنش نفس کم می آوری.