X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

تو بزرگ میشوی

سه‌شنبه 8 اسفند 1396 ساعت 00:32

امروز که توی تاکسی تو را در آغوش گرفته بودم، با خودم گفتم ای کاش میشد همیشه کوچک میماندی تا هرکجا که میرفتم تو همراهم بود ، در آغوشم بودی ، همسفر و همراهم بودی ، کل راه تو از پنجره بیرون را نگاه میکردی و من غرق تماشای تو ، صورتت را آرام بوس میکردم و دست های کوچولو و تپل ات را در دستم میگرفتم و سکسه های تو سکوت ماشین را میشکست.

چه حسی ، چه عشقی بالاتر از این احساس مادرانه است وقتی تو میخندی و من با تمام وجود میخواهم دنیا همان جا تمام شود.چه حسی ناب تر از تمام روزهایی که مینشینم و  نگاه میکنم که تو رشد میکنی و هر روز پر از تلاش و خلاقیتی .

+ دو روزی هست که پسرم نیم خیز میشود که بشیند ، و حتی وقتی میخوابانمش شدیداً مقاومت میکند . و این روزها شدیداً با در آوردن زبانش و آب دهانی که سرازیر میشود تلاش میکند حرف بزند.

نظرات (2)
سه‌شنبه 8 اسفند 1396 ساعت 05:27
سلام. مطلب عاطفی و زیبایی نوشتید. مادر بودن واقعاً حس خوبی داره. افسوس که من نمی تونم تجربه اش کنم.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 8 اسفند 1396 ساعت 00:58
خدا همه مادر ها رو حفظ کنه ان شاء الله
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انشالله
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد